۱۶۰ مطلب توسط «پریسا سادات ..» ثبت شده است

روزی که مزخرف شد..!

یادتون گفتم عاشق معلم ادبیاتمونم؟؟؟؟ حالا میگم غلط کردم، اشتباه کردم،شکر خوردم، من که نمیدونستم این انقده بدجنسه، من از کجا میدونستم؟؟هان؟؟
حالا دیگه تمام بدبختیام برمیگرده به ادبیات... بهتون گفته بودم که من شدم سرگروه سرگروه ها دیگه مگه نه؟؟ خوب امروز زنگ اول ادبیات داشتیم و خانم ایرانمنش(معلم ادبیات) یه ربع دیر اومد بعد به من میگه: مگه وقتی من نیستم تو نباید بجای من کار کلاس رو انجام بدی؟؟ منم گفتم:خوب خانم امروز امتحان داریم من باید چیکار می کردم؟؟ اشونم گفتن که مثلا شعر هارو میگفتی بچه ها بخونن
حالا این به کنار،سوالای امتحان ادبیات یه چیزای عجیب غریبی بود:روی جلد کتاب هفتم چه شعری نوشته شده (سراینده اش کیست؟)اینو جواب ندادم. تاریخ ادبیات هم داشت یادم نیومد و جواب ندادم. انواع ماضی رو هم یکی شو ننوشتم مضارع رو هم نصفه نوشتم ، فقط معنی های لغت رو کامل نوشتم با یه شعری که گفته بود چند بیتش رو بنویسید . یعنی در کل مزخرف دادم.
اینم به کنار، گفت پاشو بیا انشاتو بخون ، منم تعجب کردم چون اون انشامو به نظر خودم مزخرف نوشته بودم و به خاطر اینکه آروم خوندم بهم 18 داد.
بعدش گفت: این هرچه بگندد نمکش می زنند ، وای به روزی که بگندد نمک در موردتو هم صدق میکنه
آخه اینو به یکی از سرگروه ها گفت و اون رو عوض کرد. راستی بهتون گفتم جلسه ی قبلی که دیروز بود ازم پرسید و از دو نمره بهم نیم داد؟؟
بعد هی بگید غصه نخور، دنیا دو روز
با این روند کارنامه ی ماه مهر احتمالا یه ده یا همچین چیزی بهم خواهد داد شایدم کمتر، منی که الان مطمئنم ریاضیم بیسته، علوم بیسته اینا بیستن اما ادبیات با اینکه عاشق ادبیاتم خودم میدونم که این ایرانمنش چه نمره ی گندی قراره برام بذاره
دیروز دفتر انضباطی رو برداشت و برای یازده نفر نقص تکلیف نوشت.خداروشکر من جزو اونا نبودم. فقط برای یه نفر یه نقطه ی قوت نوشت.
چقدر از ایرانمنش بدم میاد. تا دیروز فقط کفری بودم از دستش امروز دیگگه هیچی...
برنامهی فردا رو هم با مشقاش که نگو و نپرس...
خدایا بازم شکرت
  • پریسا سادات ..
  • دوشنبه ۳۰ مهر ۹۷

چرت و پرت نوشته های من+پی نوشت

ادبیات-ارانمنش-اه-از چشمم افتاده
ورزش-جون-دبیر ورزش-گل
هنر-یسسس-دبیر هنر-یس-ترام نقطه-خط-حرف
اجتماعی-هووف-وحدتی -بدک نی
این بود برنامه ی فردا ی ما

می خوام کمتر بیام اینجا چون حوصله م سر میره، حالمم خراب میشه از بس همتون بدبختین(البته خودتون اینطوری میگید اما شاید باید زاویه ی دیدتون رو عوض کنید)،هی هم منتظر میمونم یکی آنلاین شه برم وبشو بخونم یا برام کامنت بده اما هیشکی نمیاد ، رفیقای قدیمی هم کامنتاشون یا ناشناس شده یا در حد یه لبخند یا اصن نیستن تازه جالبش اینجاست هر بارم که میام از دستم ناراحتن یا خیلی خشک برخورد میکنن ، عجیب غریب شدین...
نخوندین هم نخوندین دیگه عادت کردم که نخونده یه لبخند بزارید اون پایین حتی اگه ندونید قضیه چیه
پ.ن:دوستان کسی میتونه به ایشون کمک کنه؟؟؟
  • پریسا سادات ..
  • شنبه ۲۸ مهر ۹۷

پریسا چقدر پر حاشیه ای!!!!!

گفت:پریسا چقدر پر حاشیه ایی!!!

و من هنوز دارم به حرفش فکر می کنم. میبینم راست میگه، من پر از حاشیه ام... اما شما از هیچ کدومش خبر ندارید... چون من حوصله تعریف کردنشونو نداشتم..اما الان میخوام بگم...

*

بهتون گفتم که چقدر از دست خانم ایرانمنش دلگیر شدم؟؟؟ نگفتم ، انقدر موضوعش طولانیه که حوصله ی تعریفشو ندارم

*

گفتم چقدر خانم ایرانمنش اون روزی که غایب بودم پیش بچه ها ازم تعریف کرد و بچه ها حسابی از دستم کفری شدن؟؟؟ گفتم چقدر تو دفتر هم ازم تعریف کرده؟؟ گفتم دوستم بهم میگه مراقب خودت باش چشم نخوری؟ گفتم که به چشم اعتقاد ندارم؟؟ گفتم که من فقط به خدا اعتقاد دارم و معجزه هاش و مهربونیاش و اینکه آدم به هرچی اعتقاد داشته همون طوری اتفاقات براش رقم میخوره؟

*

گفتم که خانم امینی(دبیر علوم) برای بار چهارم اسمم رو پرسید و خودش هم خندش گرفته بود؟؟؟ گفتم که چقدر عاشقشم؟؟؟

*

گفتم که چقدر خانم رشیدی مهربون شده؟؟؟ گفتم که جاهارو خانم ایرانمنش عوض کرده(یکی از دلایل دلخوریم از دستش) و من نمیدونم که با کی حرف بزنم؟؟گفتم که رفتم میز آخر میشینم؟؟ گفتم که تو ادبیات شدم سرگروه سرگروه ها؟؟؟ گفتم که توی ریاضی خانم رشیدی گفت همون گروه های ادبیات اینجا هم همون طوریه گروهاتون و من گفتم که خانوم من گروه ندارم و گفت بهتر؟؟؟؟ گفتم که با این حال بازم عاشق خانم رشیدیم؟؟؟ گفتم که به خاطر یه غلط مسخره ریاضیمو شدم 19/5 و شیطون ترین بچه ی کلاس در مقابل حیرت بچه ها بالاترین نمره رو گرفته یعنی 19/75؟؟ 

*

گفتم که خانم طایفه(دبیر کار و فناوری) تا هفته ی پیش حتی اسممو بلد نبود این هفته کلی ازم تو کلاس تعریف کرد و بچه ها بهم چشم غره می رفتن اما من اصلا حواسم نبود و داشتم رو پودمان چاپ کار میکردم؟؟ و وقتی ستاره بهم گفت داشت در مورد من حرف میزد چشمام چهارتا شد؟؟؟

*

بهتون گفتم که درسا بعد از این که کلی آه و نفرین میکنه بعد میاد معذرت خواهی میکنه کلی و میگه ناراحت شدی؟؟؟ بابا من شوخی کردم و منم می گم نه بابا برای چی ناراحت شم؟؟؟ بهتون گفتم که درسا چقدر مهربونه؟؟؟

*

بهتون گفتم همه ی اینا رو مبینا میدونه؟؟

*

بهتون گفتم که من بدون هیچ توجهی به این حواشی داشتم زندگیمو می کردم؟؟

*

راستی بهتون بگم که حوصله تون نمیکشه این متنو بخونید خودم میدونم ولی با این حال اگه کسی خوند میفهمه که من چقدر پرحاشیه ام و این که شانس آوردید که توی واقعیت رفیق من نستید...

الله یارتون

  • پریسا سادات ..
  • جمعه ۲۷ مهر ۹۷

گل نو خاسته

صبحدم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت                          ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

گل بخندید  که  از  راست  نرنجیم  ولی                           هیچ عاشق سخن سخت  به  معشوق  نگفت


«حافظ»

پ.ن:سکوت اینجا چقدر دلگیره... دلمو میزنه.. و وقتمو الکی میگیره... عجب..!

  • پریسا سادات ..
  • پنجشنبه ۲۶ مهر ۹۷

عشق است حافظ....!

سلامی چو بوی خوش آشنایی

بدان مردم دیده ی روشنایی


درودی چو نور دل پارسایان

بدان شمع خلوتگه پارسایی


نمی بینم از همدمان هیچ برجای

دلم خون شد از غصه ساقی کجایی


ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا

فروشند مفتاح مشکل گشایی


عروس جهان گرچه در حد حسن است 

ز حد می برد شیوه ی بی وفایی


دل خسته ی من گرش همتی هست

نخواهد ز سنگین دلان مومیایی


رفیقان چنان عهد صحبت شکستند

که گویی نبوده است خود آشنایی


مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع

بسی پادشاهی کنم در گدایی


بیاموزمت کیمیای سعادت

ز همصحبت بد جدایی جدایی


مکن حافظ از جور دوران شکایت

چه دانی تو ای بنده کار خدایی


حافظ

پ.ن:حفظ کردم برای : 1-زنگ ادبیات یکشنبه 2-با مبینا دوتایی تو راه بخونیم شنبه:)

پ.ن دو:دوستان دارید میرید رو مخم کامنتاتونو باز کنید دیگه:(

  • پریسا سادات ..
  • پنجشنبه ۲۶ مهر ۹۷

امروز نرفتم مدرسه

نرفتم مدرسه امروز
به خاطر سردرد و گلو درد
همین
  • پریسا سادات ..
  • يكشنبه ۲۲ مهر ۹۷

پیرمرد...

+چیکار داری با این پیرمرده؟؟؟

_این پیرمرد نیست، پیر نامرده

(بادم نیس مال کدوم فیلم بود...)

#دیالوگ-ماندگار

  • پریسا سادات ..
  • يكشنبه ۲۲ مهر ۹۷

چطوری؟؟

چطوری پست رمز دارم 6 تا بازدید خرده در صورتی که به هیشکی رمز ندادم؟؟

  • پریسا سادات ..
  • شنبه ۲۱ مهر ۹۷

نپرسید رمزو ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • پریسا سادات ..
  • شنبه ۲۱ مهر ۹۷

حمایت کنید:)

خودتون برید اینجا بخونید دیگه
حوصله ندارم بنویسم:)
  • پریسا سادات ..
  • شنبه ۲۱ مهر ۹۷
پرسید : چگونه ای؟
گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفت : صعب باشد.
گفتم : حال من هم چنین است!
«عطار»
پیام‌های‌ کوتاه