سردرگمم

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
مطالب پربحث‌تر

اگه بیاین و نظر ندین یا لایک نکنین معرفتتون رو نشون میده .هرکی نظر نده ایشالا کچل شه:)

حالا خود دانید.

دوست دارم نظراتتون رو بدونم امیدوارم خوشتون بیاد.منبع بعضی جملات از کتاب توتویی!،من منم!و من و ما!هست بعضی جمله ها یا شعر ها رو منبعش رو میزنم.

البته یادتون باشه بعضی جمله ها برای خودمه.

من روزنوشت نمیذارم یهو میام یه چیزی میذارم و میرم و به وب هاتون سر میزنم.

لایک یادتون نره  :)

خداحافظی نمی کنم خداحافظی نکنید فعلا :)

۸ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۶ ، ۰۲:۳۸
پریسا سادات ..

و قاف

       حرف آخر عشق است 

                آنجا که 

        نام کوچک من

    آغاز میشود

                             قیصر امین پور

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۰۱:۴۱
پریسا سادات ..

عزیزم

خیلی نگران بودم که شاید نتونم ببینمت

شاید ملاقاتمون بره واسه ی زمستون بعد

خیلی نگران بودم

ولی بالاخره اومدی

از آسمان آمدی 

با لباسی سفید

و همه جا را سفید پوش کردی

تمام شهر به استقبالت رفتند

و من از پشت پنجره 

فقط به تو خیره شدم

دوست داشتم بیشتر مهمانم باشی

اما رفتی

خیلی زود هم رفتی

کاش بیشتر می ماندی

تا بیشتر ببینمت

حالا فقط می توان تکه های تو را 

در کوچه پس کوچه های شهر یافت

ای برف عزیزم:)

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۳۰
پریسا سادات ..

از صدای این همه سکوت گوشم کر می شود

گاهی تیغه ی یک سکوت برنده تر از هر فریادی است...!!!

نمیشنوی؟؟؟؟چشمانت را که بدوزی گوش هایت سوت میکشند!!!یک زمان هایی که برسد چشمها چقدر وحشتناک پر چانه می شوند...


instagram : Narges.firoozi


۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۵۳
پریسا سادات ..

سلام دوستان.دفعه ی دوم که این بخش رو گذاشتم استقبال نشد و متوجه شدم که چقدر مردم شعر نمیخونن.گفتم بذار حالا یه بار دیگه بزارم شاید تو این مدت خونده باشن.امیدوارم یه کم شعر خونده باشید.لطفا نا امیدم نکنید.

کسایی که این بخش رو تاحالا ندیدن یه بار دیگه میگم:

تویه قسمت نظرات نفر اول یه شعر میذاره و بقیه اش مثل قوانین مشاعره است که با آخرین حرف شعرش یکی دیگه یه شعر میذاره و شعر ها هم نباید تکراری باشند.

لطفا نا امیدم نکنید دیگه*چشمک*

۱۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۴۲
پریسا سادات ..

من یک بخشی را توی سایت گذاشتم که متوجه بشم که واقعا کتاب نخون زیاده و دیدم که خیلی زیاده چون این بخش رو هیچ کس تحویل نگرفت.به هر حال من کتاب های خودم رو معرفی میکنم شما هم اگر دوست داشتین و مورد علاقه تون بود میتونید بنویسید که آیا این مطالب و نظرات من درباره ی کتاب ها براتون مفید بود؟؟

شما هم میتونید کتاب های خودتون رو به من معرفی کنید.:)

مشاعره رو یادتون نره:)

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۰۲
پریسا سادات ..

سلام خیلی خوشحالم.

اومدم ببینم چندتا دنبال کننده دارم یهو دیدم شده صدتا وای خیلی خوبه:)

ممنون از حضور همتون ممنون واقعاD:

گل

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۴۵
پریسا سادات ..

سلام متاسفانه امتحان ادبیاتمو نوزده شد و معلم مون که خیلی مهربون خودش رو جلوه میکنه هیچی بهم ارفاق نکرده تازه گفته بود مستمر همه رو بیست داده ولی دروغ گو 19 داده بود

از همینجا بود که نمره ی من 19/93 شده.چرا الکی میگن بیست دادن تازه کلی منت گذاشته و میگه نمره های مستمر شما پیش من امانته و اگه خوب نباشید ازتون میگیرمش

راستی یه سری به قسمت مشاعره هم بزنید:)

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۵۱
پریسا سادات ..
دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم
امروز،او ما را
فردا؟ ...
قیصرامین پور
۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۶ ، ۲۳:۴۹
پریسا سادات ..
نمیدانستم دلش ترافیک است...
مرا از جاده ی فرعی پیچاند....
پ ن :این نوشته همین طوری اومد به ذهنم
پ ن2:این نوشته بدون پایه و اساس هست
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۶ ، ۲۰:۲۷
پریسا سادات ..

به خاطر او نبود که این طور با دقت و آرام حاضر شده بودم تا بروم،بخاطر زندگی بود.

زندگی و مهربانیش همیشگی نیست.

زندگی و بهار و قرار ملاقات های من،از سر اجبار زیبا بودم.

ماتیلد...

بسیار خب،زیبا شده بودم چون به هر حال یک قرار ملاقات مهم بود.تلفنی و جذاب بود.بله البته غیر منتظره هم بود.یک قرار ملاقات با موجودی که پیش از همه چیز قابل معاشرت بود،از آسمان پایین افتاده بود.یک قرار ملاقات در پاریس،نزدیک اسب چاق افسانه ای ناپلئون اول در ساعت چای و به دلیل یک شرافت اخلاقی...

 

 

نویسنده:آنا گاوالدا

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۶ ، ۱۹:۵۷
پریسا سادات ..