سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی...!

  • پریسا سادات ..
  • شنبه ۹ تیر ۹۷
  • ۱۲:۳۹

به یک جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی شاید کسی رو که روزی با تو خندیده از یاد ببری،اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته فراموش نمیکنی.


به یک جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی همیشه وقتی گریه میکنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره ، اما اونی که با تو گریه می کنه عاشقته.


به یک جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی کسی که  دوستت داره همیشه نگرانته ; برای همین بیشتر از اینکه بهت بگه «دوستت دارم» می گه «مواظب خودت باش».


و بالا خره خواهی فهمید که :


همیشه یک ذره حقیقت ، پشت هر«فقط یک شوخی بود»هست.


یک کم کنجکاوی ، پشت «همین طوری پرسیدم»هست.


قدری احساسات ، پشت«به من چه اصلا »هست.


مقداری خرد ، پشت«چه می دونم»هست.


و اندکی درد ،پشت «اشکالی نداره»هست...


برگرفته از کتاب « من و ما! » جلد اول

من همیشه خودم هستم :)

  • پریسا سادات ..
  • دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۷
  • ۱۹:۱۳

نتیجه تصویری برای کتاب من و ما

روزی با دوستم از کنار یک دکه ی روزنامه فروشی رد می شدیم.دوستم روزنامه ای خرید و مؤدبانه از مرد روزنامه فروش تشکر کرد.اما آن مرد هیچ پاسخی به تشکر او نداد! 

همان طور که دور میشدیم به دوستم گفتم:«چه مرد عبوس و ترش رویی بود.»

دوستم گفت:«او همیشه این طور است!»

پرسیدم:«پس چرا تو به او احترام میگذاری؟!»

دوستم با تعجب گفت:«چرا باید به او اجازه دهم که برای رفتار من تصمیم بگیرد؟!»

برگرفته از کتاب من و ما!


هرگز فراموش نکنید که شما منحصر به فرد به دنیا آمده اید.

جان میسون

پ ن:آیا این مطلب باعث شد تا شما دوست داشته باشید کتاب «من و ما!» را به صورت کامل بخوانید؟؟؟


به یاد کسی که..

  • پریسا سادات ..
  • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶
  • ۱۶:۳۴

به یاد کسی که عاشق دریا بود،اما قایق نداشت..

به یاد کسی که دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت...

به یاد کسی که زخر کشید اما ضجه نزد...

به یاد کسی که زخم داشت ولی ناله ای نکرد...

به یاد کسی که نفس می کشید اما همنفس نداشت...

به یاد کسی که خندید اما غمش را کسی نفهمید...


با تنهایی وارد جهان میشویم و به تنهایی آن را ترک می کنیم .

                                                           زیگموند فروید

کتاب بخونیم..

  • پریسا سادات ..
  • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶
  • ۲۳:۰۳

سلام دوستان من چند روز پیش کتابی به اسم گریز دلپذیر اثر آنا گاوالدا رو خوندم خیلی زیبا بود.به شما هم توصیه می کنم بخونید .کتابی کم حجم ولی معنا دار..فکر نمی کنم خیلی وقتتوون رو نگیره .اگر کتاب زیبایی هم خوندید لطفا بگید تا ما هم بخونیم.

باشد که کتاب خوان شویم...(:

پرسید : چگونه ای؟
گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفت : صعب باشد.
گفتم : حال من هم چنین است!
«عطار»
پیام های کوتاه