سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

پرسید : چگونه ای؟
گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفت : صعب باشد.
گفتم : حال من هم چنین است!
«عطار»

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «من و ما!» ثبت شده است

به یک جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی شاید کسی رو که روزی با تو خندیده از یاد ببری،اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته فراموش نمیکنی.


به یک جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی همیشه وقتی گریه میکنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره ، اما اونی که با تو گریه می کنه عاشقته.


به یک جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی کسی که  دوستت داره همیشه نگرانته ; برای همین بیشتر از اینکه بهت بگه «دوستت دارم» می گه «مواظب خودت باش».


و بالا خره خواهی فهمید که :


همیشه یک ذره حقیقت ، پشت هر«فقط یک شوخی بود»هست.


یک کم کنجکاوی ، پشت «همین طوری پرسیدم»هست.


قدری احساسات ، پشت«به من چه اصلا »هست.


مقداری خرد ، پشت«چه می دونم»هست.


و اندکی درد ،پشت «اشکالی نداره»هست...


برگرفته از کتاب « من و ما! » جلد اول

۷ نظر لایک ۱ ۰۹ تیر ۹۷ ، ۱۲:۳۹
پریسا سادات ..

نتیجه تصویری برای کتاب من و ما

روزی با دوستم از کنار یک دکه ی روزنامه فروشی رد می شدیم.دوستم روزنامه ای خرید و مؤدبانه از مرد روزنامه فروش تشکر کرد.اما آن مرد هیچ پاسخی به تشکر او نداد! 

همان طور که دور میشدیم به دوستم گفتم:«چه مرد عبوس و ترش رویی بود.»

دوستم گفت:«او همیشه این طور است!»

پرسیدم:«پس چرا تو به او احترام میگذاری؟!»

دوستم با تعجب گفت:«چرا باید به او اجازه دهم که برای رفتار من تصمیم بگیرد؟!»

برگرفته از کتاب من و ما!


هرگز فراموش نکنید که شما منحصر به فرد به دنیا آمده اید.

جان میسون

پ ن:آیا این مطلب باعث شد تا شما دوست داشته باشید کتاب «من و ما!» را به صورت کامل بخوانید؟؟؟


۸ نظر لایک ۴ ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۱۳
پریسا سادات ..