سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

پرسید : چگونه ای؟
گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفت : صعب باشد.
گفتم : حال من هم چنین است!
«عطار»

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ماجرا» ثبت شده است

دو هفته دوتا از نوه ی خاله ی مامانم توی دوتا روز پشت سرهم عروسی کردن:|

توی اولین عروسی ،عروس از خونواده ی ما بود و خوشگل.هم پذیرایی شون خوب بود و هم رقص عروس و داماد،تازه تولد دوماد هم بود.

توی دومین عروسی دوماد از خونواده ی ما بود و عروس چاق بود.پذیرایی شون اصن خوب نبود.دوماد خودش پاشد رفت بگه چرا نوشابه نمیارن.راستی اون روز تولد پدر داماد بود.

:\

:)

۳ نظر لایک ۳ ۲۸ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۴۷
پریسا سادات ..