سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

یار

  • پریسا سادات ..
  • شنبه ۱۰ تیر ۹۶
  • ۲۰:۳۷

من باده نوش لب لعل تو ام یار

من محو تماشای جمال تو ام ای یار

ای که عشق تو مرا گنگ و پریشانم کرد

برگرد که آغوش تو مأوای من است یار

narges.firoozi


پرسید : چگونه ای؟
گفتم : چگونه باشم حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفت : صعب باشد.
گفتم : حال من هم چنین است!
«عطار»
پیام های کوتاه