سردرگمم

پیام های کوتاه
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زمستان» ثبت شده است

عزیزم

خیلی نگران بودم که شاید نتونم ببینمت

شاید ملاقاتمون بره واسه ی زمستون بعد

خیلی نگران بودم

ولی بالاخره اومدی

از آسمان آمدی 

با لباسی سفید

و همه جا را سفید پوش کردی

تمام شهر به استقبالت رفتند

و من از پشت پنجره 

فقط به تو خیره شدم

دوست داشتم بیشتر مهمانم باشی

اما رفتی

خیلی زود هم رفتی

کاش بیشتر می ماندی

تا بیشتر ببینمت

حالا فقط می توان تکه های تو را 

در کوچه پس کوچه های شهر یافت

ای برف عزیزم:)

نویسنده:خودم :)

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۳۰
پریسا سادات ..