سردرگمم

آخرین مطالب

مطالب پربحث‌تر

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روز های من و تو» ثبت شده است

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم،خندیدیم ،دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم...


دومین روز بارانی را چطور؟

پیش بینی اشرا کرده بودی،چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم.سعی می کردی من خیس نشوم و شانه ی سمت چپ تو کاملا خیس بود...


وسومین روز را چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری.چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه ی راست من کاملا خیس شد...


و...و چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای این که پین های چتر،توی چش و چالمان نرود،دو قدم از هم دورتر راه برویم...


فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم،تنها برو...


منتسب به قلم دکتر علی شریعتی


یه منظور جالبی تو داستان هست ببینم کی می فهمه

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۱۵
پریسا سادات ..