سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

پرسید : چگونه ای؟
گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفت : صعب باشد.
گفتم : حال من هم چنین است!
«عطار»

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دردسرهای عظیم» ثبت شده است

تو بی تجربه ای،هنوز یاد نگرفتی پایان هر آشنایی یه جداییه...!

«دردسرهای عظیم2»

۸ نظر لایک ۶ ۰۲ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۰۱
پریسا سادات ..

هر جدایی یه آدابی داره.

وقتی همه چیز تموم میشه،

یه چیزایی له میشه و از بین میره،

یه چیزایی هم میمونه و خاطره میشه.

یه چیزایی رو باید پس داد،

یه چیزایی رو هم باید پس گرفت...!

دیالوگی از فیلم «دردسر های عظیم2»

۵ نظر لایک ۲ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۱۷:۰۲
پریسا سادات ..