سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

پرسید : چگونه ای؟
گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفت : صعب باشد.
گفتم : حال من هم چنین است!
«عطار»

پیام های کوتاه
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲ بهمن ۹۷، ۱۷:۰۰ - جامانده از قافله عشق
    قشنگ بود
  • ۱ بهمن ۹۷، ۲۱:۰۲ - 00:00 :.
    +++++
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «برف» ثبت شده است

عزیزم

خیلی نگران بودم که شاید نتونم ببینمت

شاید ملاقاتمون بره واسه ی زمستون بعد

خیلی نگران بودم

ولی بالاخره اومدی

از آسمان آمدی 

با لباسی سفید

و همه جا را سفید پوش کردی

تمام شهر به استقبالت رفتند

و من از پشت پنجره 

فقط به تو خیره شدم

دوست داشتم بیشتر مهمانم باشی

اما رفتی

خیلی زود هم رفتی

کاش بیشتر می ماندی

تا بیشتر ببینمت

حالا فقط می توان تکه های تو را 

در کوچه پس کوچه های شهر یافت

ای برف عزیزم:)

نویسنده:خودم :)

۶ نظر لایک ۳ ۱۶ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۳۰
پریسا سادات ..