سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

پرسید : چگونه ای؟
گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفت : صعب باشد.
گفتم : حال من هم چنین است!
«عطار»

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انسانیت» ثبت شده است


نه ثروت تا کنون زاییده مردی.
نه قصرو کاخ درمان کرده دردی.
برو انسانیت را مشتری باش.
قضاوت میشوی با آنچه کردی..

۱ نظر لایک ۱ ۰۳ مهر ۹۶ ، ۱۴:۵۰
پریسا سادات ..

از میان دوواژه ی انسان و انسانیت اولی در میان کوچه ها و دومی در میان کتاب ها سرگردان است...

ویکتور هوگو

۲ نظر لایک ۱ ۳۱ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۳۶
پریسا سادات ..