سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

پرسید : چگونه ای؟
گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفت : صعب باشد.
گفتم : حال من هم چنین است!
«عطار»

پیام های کوتاه
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲ بهمن ۹۷، ۱۷:۰۰ - جامانده از قافله عشق
    قشنگ بود
  • ۱ بهمن ۹۷، ۲۱:۰۲ - 00:00 :.
    +++++
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسمش همین است» ثبت شده است

درچشمان تو چقدر آدم ها 

داس ها را به باغ من زده اند

سیب بکری برای خوردن نیست

تا ته باغ را دهن زده اند


علیرضا آذر  | از کتاب اسمش همین است



واقعا این شعر لایک نداره؟:)

۳ نظر لایک ۵ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۴۴
پریسا سادات ..