سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

پرسید : چگونه ای؟
گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفت : صعب باشد.
گفتم : حال من هم چنین است!
«عطار»

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

تماشا(از اشعار فاضل نظری)

جمعه, ۲ آذر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۶ ب.ظ

از صلح می گویند یا از جنگ می خوانند؟!

دیوانه ها آواز بی آهنگ می خوانند


گاهی قناری ها اگر در باغ هم باشند

مانند مرغان قفس دلتنگ می خوانند


کنج قفس می میرم و این خلق «بازرگان»

مرگ مرا چون «قصه ها» نیرنگ می خوانند


روزی همین مردم که سنگم میزنند از رشک

نام مرا با اشک روی سنگ می خوانند


این ماهی افتاده در تُنگ تماشا را

پس کی به آن دریای آبی رنگ می خوانند؟!


فاضل نظری

+آیا کسی هست که ما را آدم حساب کند؟؟

لایک ۳ ۹۷/۰۹/۰۲
پریسا سادات ..

نظرات (۴)

۰۲ آذر ۹۷ ، ۱۹:۵۲ علی زیرایی
احسنت

پاسخ:
سپاس:)
:)
پاسخ:
:)
۰۲ آذر ۹۷ ، ۲۳:۲۴ فتل فتلیان
زیبا بود :-)
پاسخ:
:)
۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۱:۳۱ یاسمن مجیدی
کدوم کتابش رو این روزا میخونی؟
پاسخ:
اینا رو از توی گزینه ی اشعارش در آوردم ولی کتاب «آن ها» رو جدا دارم و اونو میخونم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی