دوستان قضیه از این قرار بود:

من امروز امتحان کاتای هیان شودان کاراته داشتم برا همین گفتم دعا کنید تازه رسیدم الان خونه:) ممنون از همتون سنسی قبول کرد به نسبت بقیه خیلی خوب زدم . در واقع من و رفیقم خیلی خوب زدیم با خواهر کوچیکش:) دلم برا اونایی که خوب نزدن سوخت ..

خیلی شاد و شنگولم الان برای همین گفتم توی چالش ماجده جونم شرکت کنم یعنی همون چالش بیاید حال خوبمونو با هم تقسیم کنیم:)

فقط مشکل اینجاست نمیدونم چی بنویسم .  خوب خوب (پریسا جمع کن خودتو عع) :)

امروز روز شیرینیی برام بود و پر استرس اما به نظرم استرس گاهی خوبه گاهی بد . استرس برای رسیدن به یه جایی به یه رتبه ای به یه چیز والا خیلی قشنگه . استرس برای رفیقات ، فامیلات ،عزیزات ، برای انتظارر کشیدن خوبه چون وقتی همه چی درست میشه خاطر جمعی ای که داری خیلی قشنگه... وقتی استرست تموم میشه یه آرامش دلنشین میشینه تو وجودت و کلی حس های خوب در درونت شکل می گیرن و به تمام اظطرابا و دلهره ها و ترس هات می خندی اونم با یه صدای مضحک که خودتم از شنیدنشون تعجب می کنی و لی با این حال کلی حال می کنی از اینکه خوشحالی خوبی خوشیــ .. واینکه دوست داری حال همه رو خوب کنی و حال خوبتو با دیگران تقسیم کنی اما توی این تقسیم نه تنها از خوشحالیات کم نمیشه بلکه اضافه میشه ،توی این تقسیم قوانین ریاضی کاملا بهم میریزه و هیچ نظمی وجود نداره . بقیه از دور نگاه می کنن و میگن: دیوونه ها اما مهم نیس چی میگن مهم ماییم که شادیم:)

از ملینا و آنه و آیدا و یگانه و یاسی دعوت می کنم برا چالش:) 


راستی دوستان جدیدا توی این وب نویسنده شدم دعوت می کنم از همتون یه نگاهی اگه دوست داشتید بهش بندازید:)