سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

دیگر انتظار به پایان رسیده است...!

  • پریسا سادات ..
  • سه شنبه ۹ مرداد ۹۷
  • ۱۸:۴۵

ای دخترک تنها!

امروز دیگر انتظارت به پایان میرسد و دیگر هیچ کس دلتنگت نخواهد بود.

 آن زمان که دلسوزی برایشان کردی و دل بهشان بستی ، رفتند

حال غم تنهایی ات را تنها بچش 

و اینطور خیره به پنجره چشم ندوز

هیچ کس یاد آن پنجره را

و یاد آن خاطرات را گرامی نمی دارد 

تنهای تنها 

هم خاطره هایت را بر دوش بکش

هم غم بی کسی ات را

دیگر انتظار به پایان رسیده است...!

من-نویس

پ ن:دوستان عزیزی که هی میگید دنبال شدید در صورت تمایل تبادل لینک کنیم. میخواستم بگم پیامتون رسید:) اگه بخوام خودم خبر میدم بهتون :) شاید الان تمایل نداشته باشم:)

  • نمایش : ۷۵
  • آقای مُرَّدَد
    باید یه عالمه شناختت تا درک کرد که چی نوشتی. من میخوندم مدام به عکس گوشه ی سمت چپِ وبلاگت نگاه میکردم
    :)
    آره اون عکس خیلی مرتبطه...!
    ممنون بابت نظرتون:)
    یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    قربونت چرا ناراحتی؟!
    قسمت آخر شهرزاد نیگا کردم...!
    قباد...
    راستی ماجده کلا رفت؟؟؟
    ❤❤ EXOYAS ❤❤
    این حال دل رفیقمونه؟؟ یا تاثیرات شهرزاده؟؟
    تاثیرات شهرزاده:)
    نگران نباشید:)
    ❤❤ EXOYAS ❤❤
    خیالم راحت شد! ^_^
    خخخ:)
    دختری از جنس باد
    غم زده ای چرا:(
    گفتم که تاثیرات شهرزاد بود:)
    اقای رمانتیک
    چه دل مهربونی:)
    ممنون:)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    پرسید : چگونه ای؟
    گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
    گفت : صعب باشد.
    گفتم : حال من هم چنین است!
    «عطار»
    پیام های کوتاه