سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

سردرگمم

پرسید : چگونه ای؟
گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفت : صعب باشد.
گفتم : حال من هم چنین است!
«عطار»

پیام های کوتاه
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲ بهمن ۹۷، ۱۷:۰۰ - جامانده از قافله عشق
    قشنگ بود
  • ۱ بهمن ۹۷، ۲۱:۰۲ - 00:00 :.
    +++++
نویسندگان

ماجرای من:|

يكشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۲۸ ب.ظ

امروز صبح تازه از مسافرت برگشتیم.رفتم حموم یه دوش حسابی گرفتم بعد یه صبحونه ی مشتی زدم.هی صبحونه ی هتل یادم میومد.فکر کردم الان معده ام تعجب کرده که این تادیروز صبحا سوسیس تخم مرغ و سیب زمینی سرخ کرده و نیمرو و املت میزد بعد امروز نشسته واسه من نون پنیر میخوره

بگذریم.رفتم کتاب جدیدی که خریده بود(قهوه ی سرد آقای نویسنده )رو برداشتم نشستم خوندم.یه چند فصلشو خودندم گفتم بزار یه سر به وبم بزنم.تا اومدم سمت وای فای ... برقا رفت:|

یه یک ساعتی گذشت حوصلم سر رفت گفتم بزار یه زنگی به رفیقم بزنم که تا سومین شماره رو گرفتم یه آقایی از پشت تلفن گفت:تلفن شما به دلیل پرداخت نکردن به موقع قبض قطع... آخه مرد مومن ما تو مسافرت چطوری قبضمونو پرداخت کنیم.

تا اینکه بالاخره برق اومد.اما من رفتم سراغ کارای دیگم دیگه.حالا الان تازه اومدم:)))

پ ن:بخش هایی از کتاب «قهوه ی سرد اقای نویسنده »در وب قرار داده خواهند شد.:))))

پ ن2:ماجده جونم غصه نخور : باشههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لایک ۲ ۹۷/۰۴/۲۴
پریسا سادات ..

نظرات (۳)

۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۶:۳۵ ما جــــــــღــــــدہツ
روزبه نویسندشه فک کنم:)))
کتاب خیلیییی خوبیه:)))
موفق باشی جانان خواهری:))
پاسخ:
آره
ممنون آجی جونم:)))
۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۶:۴۰ دختری از جنس باد
قهوه ی سرد عالیههههه بی نهایت عالیههههه
اقای معین عالی ترهههه
پاسخ:
:)))))
آره خیلییییییی:)
اگه کتاب خوبیه منم بخونم 
پاسخ:
بخون حتما:))
الان یه چند تیکه اش رو میذارم اگه دوست داشتی بخون:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی