سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی...!

  • پریسا سادات ..
  • شنبه ۹ تیر ۹۷
  • ۱۲:۳۹

به یک جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی شاید کسی رو که روزی با تو خندیده از یاد ببری،اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته فراموش نمیکنی.


به یک جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی همیشه وقتی گریه میکنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره ، اما اونی که با تو گریه می کنه عاشقته.


به یک جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی کسی که  دوستت داره همیشه نگرانته ; برای همین بیشتر از اینکه بهت بگه «دوستت دارم» می گه «مواظب خودت باش».


و بالا خره خواهی فهمید که :


همیشه یک ذره حقیقت ، پشت هر«فقط یک شوخی بود»هست.


یک کم کنجکاوی ، پشت «همین طوری پرسیدم»هست.


قدری احساسات ، پشت«به من چه اصلا »هست.


مقداری خرد ، پشت«چه می دونم»هست.


و اندکی درد ،پشت «اشکالی نداره»هست...


برگرفته از کتاب « من و ما! » جلد اول

  • نمایش : ۶۳
  • حسانه ....
    سلام چقدر جالب...این طوری نگاه نکرده بودم
    :)
    ممنوناز حضورتون و نظرتون:))
    استاد بزرگ
    بسیار زیبا بود ...
    :)
    سپاس از حضورتون.
    یک وبلاگ نویس نوجوانツ
    متن جالب و خوبی بود:)
    :)
    ممنون بابت نظرتون:))
    بانو ...
    عالی بود
    ممنون بانو:))
    بهرنگ قدوسی
    جواب دادنت چقدر شبیه  یه نفره 🤣🤣🤣🤣🤣🤣
    کی؟؟
    chefft.blog.ir 💞💕
    اگه کسی باهمون نه خندیده بود و نه گریه کرده بود و نه هیچکدوم از اینا چی😦
    :/
    نمیدونم:|

    chefft.blog.ir 💞💕
    😄🌷
    :))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    پرسید : چگونه ای؟
    گفتم : چگونه باشم حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
    گفت : صعب باشد.
    گفتم : حال من هم چنین است!
    «عطار»
    پیام های کوتاه