«اگر تمامی دنیا از تو متنفر باشند و فکر کنند که آدم بدی هستی،اگر از لحاظ وجدانی راحت باشی و به خودت اطمینان داشته باشی،هنوز می توانی سرت را بالا نگه داری.»


تمام شناخت من از آقای راچستر به ملاقاتهی گاه و بیگاهم با او در خانه محدود می شد،موقعی که با سردی از کنارم رد می شد و یا زمانی که با لبخند به من تعظیم می کرد،تغییر رفتار او مرا ناراحت نمی کرد،چون کاری نکرده بودم که لایق چنین رفتاری باشم.


خیلی کتاب قشنگیه بهتون توصیه میکنم حتما این کتاب رو بخونید!:)