سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

حسرت همیشگی...!

  • پریسا سادات ..
  • سه شنبه ۸ خرداد ۹۷
  • ۰۰:۱۰

گزینه ی اشعار قیصر امین پور
حرف های ما هنوز ناتمام ...
تا نگاه میکنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
          چقدر زود
                        دیر میشود!
گزینه ی اشعار قیصر امین پور، نشر مروارید

  • نمایش : ۳۴
  • جناب قدح
    سلام :)
    خیلی قشنگ بود ...

    خوبی پریسا سادات بانو ؟
    طاعات قبول
    سلام ممنون!
    طاعات و عبادات شما هم قبول:)
    Va hid
    قشنگه!!!!
    :)
    ممنون از حضور گرمتون...!
    ✣یگانـღـه✢ jb
    😞ای کاش زنده بودن و شعر های جدید شونو می شنیدم😞😞😞😞
    کاش...!!!!
    اما با کاشکی چیزی نمیشه باید به شاعران جدید عادت کنیم:)
    من این رباعی قیصر امین پور رو خیلی دوست دارم...!!! :)

    تو تنهایی تو از تن ها جدایی
    غریبی،بی کسی،بی آشنایی

    دلا گویی تو را من می شناسم
    تو از اینجا نه ای، اهل کجایی؟
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    پرسید : چگونه ای؟
    گفتم : چگونه باشم حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
    گفت : صعب باشد.
    گفتم : حال من هم چنین است!
    «عطار»
    پیام های کوتاه