سردرگمم

درد های پوستی کجا درد دوستی کجا

تکه ای کوتاه از کتاب زندگی بهتر

  • پریسا سادات ..
  • سه شنبه ۲۸ آذر ۹۶
  • ۱۹:۵۷

به خاطر او نبود که این طور با دقت و آرام حاضر شده بودم تا بروم،بخاطر زندگی بود.

زندگی و مهربانیش همیشگی نیست.

زندگی و بهار و قرار ملاقات های من،از سر اجبار زیبا بودم.

ماتیلد...

بسیار خب،زیبا شده بودم چون به هر حال یک قرار ملاقات مهم بود.تلفنی و جذاب بود.بله البته غیر منتظره هم بود.یک قرار ملاقات با موجودی که پیش از همه چیز قابل معاشرت بود،از آسمان پایین افتاده بود.یک قرار ملاقات در پاریس،نزدیک اسب چاق افسانه ای ناپلئون اول در ساعت چای و به دلیل یک شرافت اخلاقی...

 

 

نویسنده:آنا گاوالدا

  • نمایش : ۸۹
  • 😂😘زهــــــرا 😊😍
    کتابه خوبیه؟
    من خودم خوندم ولی ...نمیدونم چون دیدگاه ها متفاوته ولی خوب من که خوشم اومد ولی اگه بخوای از این نویسنده کتاب بخونی یه کتاب دیگه هم داره به اسم گریز دلپذیر که اون به نظرم بهتر از اینه
    یاسمن مجیدی
    😌 آه
    :(
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    پرسید : چگونه ای؟
    گفتم : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
    گفت : صعب باشد.
    گفتم : حال من هم چنین است!
    «عطار»
    پیام های کوتاه