سردرگمم

آخرین مطالب

مطالب پربحث‌تر

روز های من و تو

چهارشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۱۵ ب.ظ

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم،خندیدیم ،دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم...


دومین روز بارانی را چطور؟

پیش بینی اشرا کرده بودی،چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم.سعی می کردی من خیس نشوم و شانه ی سمت چپ تو کاملا خیس بود...


وسومین روز را چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری.چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه ی راست من کاملا خیس شد...


و...و چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای این که پین های چتر،توی چش و چالمان نرود،دو قدم از هم دورتر راه برویم...


فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم،تنها برو...


منتسب به قلم دکتر علی شریعتی


یه منظور جالبی تو داستان هست ببینم کی می فهمه

نظرات  (۱)

زیبا بود.
پاسخ:
نفهمیدید اون مفهوم جالب رو؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی